ايرانياني که هنوز مسلمان شده بودند هريک مي بايست گذشته از ماليات مبلغي هم به عنوان "جزيه" بپردازند و اگر مسلمان مي شدند از پرداختن اين مبلغ معاف بودند. اما طمع فرمانروايان عرب سبب شد که پس از چندي از ايرانيان مسلمان هم جزيه بگيرند.

بد رفتاري بني اميه وحکام ايشان و توهين و تحقيري که به ايرانيان روا مي داشتند پيوسته آتش کينه را در دل هاي مردم دلير و پاک نهاد اين سرزمين افروخته نگه مي داشت و مردم هميشه آماده بودند که سر به شورش بردارند و با آن ستمگران درآويزند.

پس از آنکه تازيان سراسر ايران را تصرف کردند در بسياري از شهرها يک والي عرب گماشتند. اما در بعضي از شهرها همان فرمانروايان پيشين که اسلام آورده بودند به حکومت باقي ماندند و باج و خراجي را که مقرر بود از مردم مي گرفتند و به عامل خليفه مي پرداختند.

چون ايران کشوري آباد و پُرمايه بود خليفه هاي بني اميه از درآمد سرشار اين سرزمين خزانه خود را پُر مي کردند و به واليان عرب فرمان مي دادند که هرچه بيشتر مال و توشه مردم ايران را بگيرند و به دربار خلافت بفرستند.

واليان هم براي اطاعت فرمان خليفه و هم براي انباشتن کيسه خود، چنان برمردم اين سرزمين تنگ مي گرفتند که فرياد از نهاد ايرانيان برمي آمد. يکي از اين واليان خونريز و وحشت انگيز حجاج بن يوسف بود که در زمان بني اميه حکومت قسمت غربي و مرکزي ايران را داشت و از بيداد او داستان ها نوشته اند. ديگري که والي خراسان بود نيز آن ديار را به آتش و خون کشيد.

ايرانيان ستمديده آماده قيام بودند وچون اين همه ستمگري را از بني اميه مي ديدند به خاندان پيغمبر و فرزندان حضرت علي بن ابيطالب که به خلاف فرزندان معاويه نمونه شرافت و پرهيزکاري بودند ارادت مي ورزيدند و ايشان را در پيکار با بيدادگران اموي ياري مي کردند.

چون ستمکاري ها و بيدادگري هاي بني اميه دولت اسلام را پريشان و آشفته کرد گروهي از هرسو در پي آن برآمدند که اين خاندان بدکار و خودپرست را براندازند و کساني را به خلافت بنشانند که درستکار و دادگر باشند.

گرچه ايرانيان به فرزندان علي ارادت مي ورزيدند. اما فرزندان عباس عموي پيغمبر بيشتر براي رسيدن به خلافت کوشش مي کردند. ايرانيان فرصت را غنيمت دانستند و به ياري ايشان برخاستند.

پيشواي شورشيان ايران مردي بود به نام ابومسلم که در خراسان سپاهي بزرگ از ايرانيان فراهم آورد و ستمديدگان از هرسو به او پيوستند. ابومسلم خراساني نخست شهر مرو را از عامل خليفه اموي که در اين زمان مروان نام داشت گرفت. سپاهيان ابومسلم رو به عراق گذاشتند و شهر کوفه را تسخير کردند و ابوالعباس سفاح را که از خاندان بني عباس بود در آنجا به خلافت نشانيدند.

چون سپاه پهلوان خراسان و همه پيروان بني عباس جامه سياه برتن مي کردند و علم سياه داشتند به «سياه جامگان» معروف شدند.

مروان خليفه اموي سپاه بزرگي جمع کرد و به جنگ سياه جامگان آمد، اما در کنار رودزاب نزديک شهر موصل سخت شکست خورد و سپاهش همه کشته و پراکنده شدند. مروان گريخت و کشته شد و سلسله خلافت بني اميه در سال 132 هجري برافتاد.