یکی از دست نوشته های شهید چمران در اوایل تابستان 1359

 

من تصمیم دارم که از این به بعد آدم خوبی باشم , دست از گناهان بشویم , قلب خود را یکسره تسلیم خدا کنم , از دنیا و مافیها چشم بپوشم. تنها , آری تنها لذت بخش خویش را در آب دیده قرار دهم.

من روزگار کودکی خود را بزرگواری و شرف و زهد و تقوی سپری کرده ام. من آدم خوبی بوده ام , باید تصمیم بگیرم که من بعد نیز خود را عوض کنم. حوادث روزگار آدمی را پخته می کند و حتی گناهان مانند آتشی آدمی را می سوزاند.

مناجات 2

 

خدایا

به فکرمان...............منطق

به قلبمان.................آرامش

به جسم مان...............امنیت

به روحمان..................پاکی

به وجودمان................آزادی

به دست هایمان.............قدرت

به پاهایمان...............سرعت

به چشم هایمان.............زلالی

به زندگی مان ...............عشق

به دوستی یمان...............تعهد

به تعهدم...................صداقت

عطا کن

آثار خداشناسی در زندگی فردی و اجتماعی

آثار خداشناسی در زندگی فردی و اجتماعی

خداشناسی و تلاش و امید :

به هنگامی که حوادث سخت و پیچیده در زندگی انسان رخ می دهد و درها ظاهرا به روی او از هر سو بسته می شود و احساس ضعف و ناتوانی و تنهایی در برابر مشکلات می کند , ایمان به خدا به یاری او می شتابد و به او نیرو می دهد.آن ها که ایمان به خدا دارند خود را تنها و ناتوان نمی بینند , مایوس نمی شوند , احساس ضعف نمی کنند , چون قدرت خدا بالاتر از همه ی مشکلات است و همه چیز در برابر او سهل و آسان می باشد. آن ها با امید به لطف و حمایت و کمک پروردگار به مبارزه با مشکلات بر می خیزند و تمام نیروهای خود را به کار می گیرند و برسختی ها پیروز می شوند . آری ایمان به خدا نور امید را همیشه در دل ها زنده نگه می دارد . آنها نا امید نمی شوند.

خدا شناسی و آرامش:

بشر در سایه دانش نیرومند خود بر بسیاری از مشکلات زندگی پیروز شده و به قسمتی از بیچارگی ها و ناتوانی های خود پایان داده است. ولی در برابر این پیروزی های چشمگیر علمی, نه تنها به سکون خاطر و آرامش روان که زیر بنای یک زندگی سعادتمندانه است , دست نیافته است بلکه به موازات پیشرفت های مادی و افزایش وسایل استراحت جسمش , مشکلات روانی او روز به روز افزون گردید و لحظه به لحظه به سیر صعودی خود ادامه می دهد . تو گویی نگرانی های روحی و دلهره های روانی , با ترقیات مادی تمدن ماشینی او توام و همراه است. در این میان یاد خدا آرامش بخش قلبی و درونی هر انسانی است و او را در برابر گرفتاری ها و سختی ها مصون می سازد.

ضامن اجرای قوانین در جامعه:

هر قانونی هر چه هم پیشرفته باشد , در صورت عدم اجرا سودی نخواهد داشت . اکنون باید دید ضامن اجرای قوانین چیست؟ در جوامع کنونی قوای انتظامی کشورها , عهده دار رسیدگی به اجرای قوانین مملکتی هستند ,اما جای سخن اینجاست که چنین حکومت هایی می خواهند منهای دین و ایمان حکومت کنند , لذا موفقیت کاملی در این زمینه به دست نخواهد آورد , تنها از یک سلسله تعدی ها بر خلاف آشکار می توانند جلوگیری کنند , ولی هرگز جلوگیری از تعدی های پنهانی که از دید دستگاه های انتظامی دور است , برای آنان امکان پذیر نیست. درباره چنین خلاف ها و قانون شکنی ها به جز ایمان و حس مسولیت و ترس از کیفر های الهی , چیز دیگری موثر نیست , زیرا قلمرو حکومت ایمان آن چنان نیرومند است که نه تنها انسان را از قانون شکنی ها علنی باز می دارد بلکه او را ازگناه های درونی و پنهانی که احدی از آن ها آگاه نیست باز می دارد.

نفی تمامی قدرت های غیر خدایی و توحید در عبادت:  

کسی که ایمان دارد که خدا بر همه چیز دانا و تواناست و تمام موجودات ساخته و پرداخته او هستند , هیچگاه در برابر و این و آن به تملق و چاپلوسی نمی پردازند و نیرومند ترین قدرت ها و شکوهمند ترین ثروت ها نمی تواند او را به بندگی و کرنش وادار و تنها در پیشگاه خدای یکتاست که سر می سپارد و سجده می کند. توحید به معنای آزادگی همه ی انسان ها از قید اسارت و عبودیت غیر خداست و این تعبیری دیگر از لزوم عبودیت خداست , انسان هایی که به گونه ای مقهور سر پنجه تسلیم و اسارت غیر خدایند , (اسارت فکری , اسارت اقتصادی ,اسارت سیاسی) در حقیقت برای خدا شریک و رقیب گرفته اند. توحید , این شیوه زندگی را نفی می کند و انسان را تنها بنده خدا می داند و او را از بندگی و اسارت هر کس یا هر نظامی و به طور کلی هر عامل مسلط دیگری که در برابر خدا و رقیب او باشد آزاد می سازد.

خدا شناسی و احساس مسئولیت:

طبیبانی را می شناسیم که وقتی بیمار تنگدستی به آن ها مراجعه می کند نه تنها از گرفتن حق ویزیت خود داری می نمایند بلکه پول دارو را در اختیار آنها می گذارند. اما طبیبانی را نیز می شناسیم که با دریافت پول کوچکترین گامی برای بیمار بر نمی دارند , زیرا ایمان محکمی ندارند , انسان با ایمان در هر رشته ای که باشد احساس مسئولیت می کند , وظیفه شناس است , نیکو کار و با گذشت است و همواره یک پلیس معنوی را در درون جان خود حاضر می بیند که مراقب اعمال اوست.

برخورداری از لذت های معنوی :

یکی دیگر از آثار ایمان مذهبی برخورداری از یک سلسله لذت ها است که لذت معنوی نامیده می شوند. انسان دو گونه لذت دارد : یک نوع از لذت ها به یکی از حواس انسان تعلق دارد مانند لذتی که چشم از راه دیدن و گوش از راه شنیدن و دهان از راه چشیدن و لامسه  از راه تماس می برد. نوع دیگر لذت هایی است و تحت تاثیر برقراری رابطه با یک ماده بیرونی حاصل نمی شود. مانند لذتی که انسان از احسان و خدمت , یا از محبوبیت و احترام یا از موفقیت خود یا موفقیت فرزند خود می برد . ایمان حلاوتی دارد فوق همه ی حلاوت ها , لذت معنوی آن گاه مضاعف می شود که کارهایی از قبیل کسب علم , احسان , خدمت , موفقیت و پیروزی از حس دینی ناشی گردد و برای خدا انجام شود.

مناجات

الهی ! به بیماری خواندمت ................................................شفایم دادی.

به برهنگی خواندمت........................................................لباسم پوشاندی.

به گرسنگی خواندمت......................................................سیرم نمودی.

به تشنگی خواندمت ......................................................سیرابم کردی.

به ذلت خواندمت..........................................................عزیزم گرداندی.

به نادانی خواندمت.......................................................معرفتم بخشیدی.

به بی نوایی خواندمت...................................................بی نیازم کردی!

و من در کسب رضای تو چه کردم؟.....................................................!

قدرت دعا کردن

قدرت دعا کردن

دعا قدرت است. قدرتی که در درون هر کس محبوس مانده است همه باید این نیرو را فعال کنیم. دعا راهی ساده برای رسیدن به خداست. در دعا کردن نیازی به آشنا شدن با اسرار عرفانی نیست تنها لازم است عشق به خدا و شوق دیدار او را در خود بیدار کنیم.

دعا بزرگترین پناه در برابر نگرانی و تشویش هاست. ما چه قدر نیروهایمان را به نگران شدن درباره چیزهایی که برایمان اتفاق نیفتاده یا ممکن است در آینده بیفتد هدر می دهیم؟

هر نگرانی فشاری بر سلسله اعصاب ماست. هرچه بیشتر نگران شویم فشار بیشتری به اعصابمان وارد می شود. آسایش و آرامش ذهن و قلبمان تحلیل می رود. به این ترتیب هر مساله کوچکی به راحتی ما را آشفته و هیجان زده می کند , بی دلیل ستیز می کنیم و کسانی را که برایمان عزیز و نزدیک هستند از خود می رنجانیم. اما می شود به جای نگرانی روی کرد به خدا و دعا را بیاموزیم. به دعا کردن عادت کنیم. با روحیه تسلیم آرامش و در نهایت قدرت با مشکلات زندگی برخورد کنیم. از بطن دعا در درون و بیرون ما آرامش به وجود می آید. ما نیازمند تحولی درونی هستیم و این تحول فقط از طریق با خدا تحقق می یابد.

همه چیز در ید خداوند است. اوست که می تواند مرا هدایت کند . اوست که می داند چه چیز به صلاح من است. با دعا به صبوری به خداوند توکل کرده و بار سنگینی را از روی دوشم بر می دارم.

دعا می کنم :

بتوانم , مشکلات , ترسها , دلتنگیها , خشمها , آشفتگیها , وابستگی ها , و ... را رها کنم و به خدا بسپارم .

بتوانم در مقابل تغییرات سر سختی نشان ندهم تا درد نکشم.

بتوانم  خودم  و دیگران را ببخشم تا زندگیم شیرین شود.

بتوانم از ذهن , جسم و روحم به خوبی حفاظت کنم.

بتوانم ترحم طلبی  نکنم , چرا که بین بازی در نقش یک قربانی و یا نقش یک مبارز شجاع , من تصمیم گرفتم با شجاعت زندگی کنم.

بتوانم دیگران را همانطور که هستند بپذیرم و بکوشم فقط و فقط خودم را تغییر دهم , تا در کنار دیگران شادمانه زندگی کنم.